لسان الملك سپهر
253
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
حسّان بن ثابت ديگر از معاصرين نعمان ، حسّان بن ثابت است و او در يثرب وطن داشت و هفت سال قبل از ولادت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله متولد شد و چون به حدّ رشد و تميز رسيد شعر نيكو توانست گفت . پس هر سال به سوى شام سفر مىكرد و يك سال در نزد الايهم بن جبله غسّانى توقف مىفرمود و او را مدح مىگفت وصلت مىگرفت و مراجعت كرده يك سال در خانهء خويش اقامت مىنمود . كار از اين گونه داشت تا وقتى چنان افتاد كه در طلب نعمت نعمان آهنگ خدمت او كرد ، به شهر حيره سفر فرمود و نخست به انجمن عصام بن شهير كه حاجب نعمان بود در رفت و در مجلس او بنشست . عصام روى به دو كرد و گفت ترا مردى غريب همىبينم آيا از مردم حجازى ؟ گفت : بلى . گفت : از آل قحطانى ؟ گفت : بلى . گفت : يثرب را وطن كردهاى ؟ گفت : بلى . گفت : خزرجى هستى ؟ گفت : بلى . گفت : حسّان بن ثابتى ؟ گفت : بلى . گفت : قصيدهء مدح از بهر نعمان آوردهاى ؟ گفت : بلى . گفت : اكنون من ترا بياموزم كه با نعمان بر چگونه روى . نخست كه در انجمن نعمان در آئى از الايهم بن جبله پرسش خواهد كرد و او را بر خواهد شمرد و بد خواهد گفت ، بايد كه موافقت او نكنى و بر مخالفت هم نباشى ، بگو من كيستم كه در ميان تو و پسر جبله درآيم او از توست و تو از اوئى ، و اگر ترا به طعام خويش بخواند با او شريك مشو و اگر قسمتى ترا دهد اندك بخور و تا از تو نپرسد سخن مگوى ، و سخن به درازا مكش و بسيار توقف مكن . پس برفت و رخصت حاصل كرد و حسّان را در آورد ، و او نعمان را تحيّت فرستاد و همه آن كرد كه عصام فرموده بود و قصايد مدح نعمان را معروض داشت و صلت بزرگ يافته از نزد او بيرون شد . بالجمله حسّان نيز از جمله مخضرميّين است او با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد و آن حضرت را مدح همىگفت چندانكه به مداحى رسول خداى مشهور گشت - و بعضى قصههاى او ازين پس مذكور خواهد شد - .